مرتضى مطهرى

41

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

السَّلامَةِ وَ دارِ الْاقامَةِ وَ ثَبَتَتْ رِجْلاهُ بِطُمَأْنينَةِ بَدَنِهِ فى قَرارِ الْامْنِ وَ الرّاحَةِ بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ وَ ارْضى رَبَّهُ . . خرد خويش را زنده ساخته و نفس خويش را ميرانده است ، تا در وجودش درشتها نازك و غليظها لطيف گشته است و نورى درخشان در قلبش مانند برق جهيده است . آن نور راهش را آشكار و او را سالك راه ساخته است و درها يكى پس از ديگرى او را به پيش رانده است تا آخرين در كه آنجا سلامت است و آخرين منزل كه بار انداز اقامت است . آنجا قرارگاه امن و راحت است . پاهايش همراه با آرامش بدنش استوار است . همهء اينها به موجب اين است كه قلب خود را به كار گرفته و پروردگار خويش را راضى ساخته است . دعاهاى اسلامى ، مخصوصاً دعاهاى شيعى ، گنجينه‌اى از معارف است ، از قبيل دعاى كميل ، دعاى ابوحمزه ، مناجات شعبانيه ، دعاهاى صحيفهء سجاديه . عاليترين انديشه‌هاى معنوى در اين دعاهاست . آيا با وجود اين همه منابع ، جاى اين هست كه ما در جستجوى يك منبع خارجى باشيم ؟ ! . نظير اين جريان را ما در موضوع حركت اجتماعى منتقدانه و معترضانهء ابوذر غِفارى نسبت به جباران زمان خودش مىبينيم . ابوذر نسبت به تبعيضها و حيف و ميل‌ها و ظلم و جورها و بيدادگريهاى زمان ، سخت معترض بود تا آنجا كه تبعيدها كشيد و رنجهاى جانكاه متحمل شد و آخرالامر در تبعيدگاه و در تنهايى و غربت از دنيا رفت . گروهى از مستشرقين اين پرسش را طرح كرده‌اند كه محرّك ابوذر كى بوده است ؟ اين گروه در پى جستجوى عاملى از خارج دنياى اسلام براى تحريك ابوذر هستند . جرج جرداق مسيحى در كتاب الامام على صوتُ العدالة الانسانية مىگويد : من تعجب مىكنم از اين اشخاص . درست مثل اين است كه شخصى را در كنار رودخانه يا لب دريا ببينيم و آنگاه بينديشيم كه اين شخص ظرف خويش را از كدام بركه پر كرده است ؛ در جستجوى بركه‌اى براى توجيه ظرف آب او باشيم و رودخانه يا دريا را نديده بگيريم ! ابوذر جز اسلام از كدام منبع ديگرى مىتوانسته است الهام